او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را میخواند
خدا مرحم تمام دردهاست
هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد
خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای میگیرد ...
خدا آن حس زیبایی ست که در تاریکی صحرا
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را
یکی همچون نسیم دشت میگوید
کنارت هستم ای تنها و دل آرام میگیرد .....
خدای من ......
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم !
هم خود را و هم تو را آزار میدهم ....
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی ...
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی ....
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی "هیچ" یعنی "پوچ"
خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن .....
-----------------------------------------------------------------------------------
آتشی نم سوزاند "ابراهیم" را و دریای غرق نمی کند "موس" را ....
یک
زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد. به
زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد
زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند.
یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل، هدایای کوچک و ابراز
عشقهای بی اختیار، عشق می ورزد.
زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا
یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد، به آن زن اجازه
می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.
وقتی زنی عاشق می شود، احساس زیبایی و زنانگی در او به
چندین برابر می رسد.
نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن
می بخشاید.
یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن
شود.
پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی
باشد، به احساس عشق، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.
زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به
کیمیای جسم پی می برند.
لحظاتی که مرد، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس
می کند، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد.
هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی، شور شهوانی نیست. بلکه
مقصود او لذت بردن از صمیمیت، عشق و ملاطفت در کنار شور
جسمانی است.
هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش
دارد، در عرش سیر خواهد کرد.
یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند، در صورتی که
زمانی که غمگین و ناراحت باشد، تمامی مشکلاتش از کوچک و
بزرگ به دلش هجوم می آورند.
یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار
عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که
سخن دل با او بگوید.
وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و
از ارائه راه حل می پرهیزد، احساس عشق و بلوغ را در او دو
چندان می کند.
مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از
خود نشان می دهند. در اینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و
درک طرف مقابلش می باشد، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج
دارد.
هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد، او
برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق
می کند.
به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری، هیچ چیز
بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند.
زن درست مثل یک موج است، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور
می نشیند، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد.
هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد، به هیچ عنوان
محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند.
مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود
را بیرون بریزد و آشکار نماید، احساس آسایش و آرامش بیشتری
می کند.
این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران
خشم و غم قرار گرفته باشد، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن
نمی گیرد.
وقتی زنی از موضوعی می رنجد، مرد باید ضمن همدردی با او
نشان دهد که برای غم او نگران است، سپس سکوت اختیار کند تا
آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.
دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان، عدم پذیرش، قضاوت
نادرست و ترک شدن است، چراکه امکان دارد این باورها در عمق
ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد
که مبادا لیاقتشان بیش از این نباشد.
ماهیت یک زن، درخواست تایید امور است.
در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت
نشان دهد، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک
می کند اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد. ولی در این
زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد.
بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را
نیازمند بداند، نیازهایشان را انکار می کنند.
حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده
نخواهند شد، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام
کارها به تنهایی، اشتباه بزرگی است.
یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون
نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار
زیادی برخوردار است.
امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند، اما در عوض
چیزی دریافت نمی کنند، رنج می کشند، آنان به دنبال وقفه ای
می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند
و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند.
یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات
شریک زندگیش خودش را فدا کند.
یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن
دیگران برخوردار است اما وقتی آن زن لبخند می زند، لبخندش
به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.
همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند بخشش
می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی .که آنان
به بخشش نیاز داشتند تا حدودی کمتر از این اندازه به ایشان
بخشیده شده است.
اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت
می کنند اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان
دقیقا همان باشد که آنان می خواهند.
یک زن، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد، بلکه
شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می کند او نیز به همین
ترتبیب آزادش گذاشته است.
وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد، ممکن است موضوع بسیار
کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید. پس
امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات
فراوانی به همراه داشته باشد.
بسیاری معتقدند دوران تجرد، دورانی است كه افراد در آن آزادانه زندگی می كنند، هر چه بخواهند می خورند، می گویند، می روند و ... اما همین كه با كسی عقد كنند باید با آزادی ها و خوشی ها خداحافظی كنند.
درست است كه این نگاه در مورد امر مهمی مثل ازدواج کمی سطحی به نظر می رسد اما باید پذیرفت كه واقعاً دنیای تجرد و تاهل تفاوت های بسیاری با هم دارند. به بیان دیگر هر كدام از این دنیاها قوانین خاص خود را دارند كه افراد برای موفقیت در زندگی باید بر طبق آن قوانین زندگی كنند.
جالب آنكه برخی از قوانین دوران تجرد نه تنها با قوانین زندگی مشترك متفاوت است بلكه كاملاً بر ضد آن هم هست. در حالی كه همه می دانند جمع نقیضین محال است. تفاوت قوانین این دو دنیا و عدم توجه افراد به آنها باعث شكل گیری مشكلات و اختلافات بسیاری میان دختر و پسر به خصوص در دوران نامزدی می شود. در ذیل به برخی از این عادات اشاره می شود
تصمیم گیری های یك جانبه
شاید در دوران تجرد افراد در بسیاری از مواقع به خصوص در مورد مسائل شخصی شان به صورت انفرادی تصمیم گرفته و عمل نمایند اما دنیای تاهل با اینگونه تك روی ها سازگار نیست. در این دوران افراد باید از ساده ترین امور تا پیچیده ترین آنها با نامزدشان مشورت كرده و بر اساس تصمیمی كه از طریق شور گرفته می شود عمل نمایند. تك روی در دوران نامزدی به معنای نادیده گرفتن فرد مقابل و عدم اعتماد به اوست به همین دلیل باعث اختلاف و درگیری میان افراد می شود.
عدم مسئولیت پذیری
اصطلاحاً به یكی از عادت هایی كه اغلب افراد در دوران تجرد به آن مبتلا هستند « از زیر كار در رفتن » می گویند. شاید در دوران تجرد عدم مسئولیت پذیری در برخی از امور مشكل آفرین نباشد و افرادی چون پدر و مادر یا خواهر و برادر جور فرد غیر مسئول را بكشند اما پس از عقد و در زمان نامزدی و حتی بعد از آن در زندگی مشترك خبری از این زیر كار در رفتن ها نیست. همه چه دختر خانم و چه آقا پسر باید با انجام درست و به موقع وظایف و مسئولیت هایشان باعث سرعت یافتن روند سیر زندگی به سمت موفقیت شوند.
ابراز علاقه درست
همه می دانند كه دو جنس مذكر و مونث در بسیاری از جهات و امور با هم متفاوتند. یكی از این تفاوت ها نحوه ابراز علاقه است. جنس مونث به دلیل روحیه بسیار لطیفی كه دارد همیشه با مهر و محبت علاقه خود را به اطرافیان و دوستان نشان می دهد اما بالعكس در جنس مذكر معمولاً شوخی و شیطنت و گاهی اذیت نشان دهنده علاقه به فرد مقابل است. شاید این روند در دوران تجرد مناسب و منتقل كننده احساسات به فرد مقابل باشد ولی باید توجه داشت كه هیچ كارایی برای دوران تاهل ندارد به همین دلیل هر دو جنس باید تا حدودی از موضع خود فاصله بگیرند.
یعنی نه دختر خانم بی نهایت عاطفی و رمانتیك باشد كه آقا پسر اصلاً نتواند با او صحبت كند و نه آقا پسر از شوخی و اذیت های زیاد برای ابراز علاقه به نامزدش استفاده كند كه خانم حس كند او هیچ عاطفه و علاقه ای ندارد. حد تعادل یقیناً ضامن خوشبختی طرفین خواهد بود.
كنار گذاشتن برخی اخلاق و عادات زشت
برخی اخلاق های زشت مانند توهین كردن، مسخره كردن، عیب جویی كردن، زورگویی و ... جز عاداتی هستند كه فرد باید قبل از عقد از آنها كناره بگیرد زیرا این تکنیک ها نه تنها در دوران تاهل هیچ سودی ندارند بلكه نوعی بی احترامی به فرد مقابل محسوب شده و باعث ایجاد كدورت، ناراحتی، دعوا و جدایی می شود.
توجه داشته باشید كه « احترام متقابل » مهمترین اصل موفقیت در زندگی مشترك است.

بـا کـمــي مـکـثـــــ جـوابــــــ داد:
گـذشـتـهاتـــــــ را بـدون هـيــچ تـاسـفــي بـپـذيـر
بـا اعـتـمـاد زمـان حـال را بــگـذران
و بـدون تـرس بـراي آيـنـــده آمــاده شــو
ايــمـان را نـگـهــــدار
و تـرس را بـه گـوشـــهاي انـداز
شـکــــــهـايـتـــــــ را بـاور نـکـــن
و هـيــچگـاه بـه بـاورهـايـتــــــــ شـکــــــ نـکـــن...
آسمان ابری بود و باران می بارید..
کودکی با تصور کودکانه خود رو به آسمان کرد و گفت:
وقتی که قلبهایمان كوچكتر از غصههایمان میشود،
وقتی نمیتوانیم اشک هایمان را پشت پلكهایمان مخفی كنیم
و بغض هایمان پشت سر هم میشكند ...
وقتی احساس میكنیم
بدبختیها بیشتر از سهممان است
و رنجها بیشتر از صبرمان ...
وقتی امیدها ته میكشد
و انتظارها به سر نمیرسد ...
وقتی طاقتمان تمام میشود
و تحمل مان هیچ ...
آن وقت است كه مطمئنیم به تو احتیاج داریم
و مطمئنیم كه تو
فقط تویی كه كمكمان میكنی ...
آن وقت است كه تو را صدا میكنیم
و تو را میخوانیم ...
آن وقت است كه تو را آه میكشیم
تو را گریه میكنیم ...
و تو را نفس میكشیم ...
وقتی تو جواب میدهی،
دانه دانه اشکهایمان را پاك میكنی ...
و یكی یكی غصهها را از دلمان برمیداری ...
گره تكتك بغضهایمان را باز میكنی
و دل شكستهمان را بند میزنی ...
سنگینی ها را برمیداری
و جایش سبکی میگذاری و راحتی ...
بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی
و بیشتر از حجم لبهایمان، لبخند ...

خوابهایمان را تعبیر میكنی،
و دعاهایمان را مستجاب ...

آرزوهایمان را برآورده می کنی ؛
قهرها را آشتی میدهی
و سختها را آسان
تلخها را شیرین میكنی
و دردها را درمان

ناامیدی ها، همه امید میشوند
و سیاهیها سفید سفید ...

چرا مردم قفس را آفریدند؟
چرا پروانه را از شاخه چیدند؟
چرا پروازها را پر شکستند؟
چرا آوازها را سر بریدند؟
پس از کشف قفس , پرواز پژمرد
سرودن بر لب بلبل گره خورد
کلاف لاله سر در گم فروماند
شکفتن در گلوی گل گره خورد
چرا نیلوفر آواز بلبل
به پای میله های سرد پیچید؟
چرا آواز غمگین قناری
درون سینه اش از درد پیچید؟
چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت؟
چه شد آن آرزوهای بهاری؟
چرا در پشت میله خط خطی شد
صدای صاف آواز قناری؟
چرا لای کتابی , خشک کردند
برای یادگاری پیچکی را؟
به دفترهای خود سنجاق کردند
پر پروانه و سنجاقکی را؟
خدا پر داد تا پرواز باشد
گلویی داد تا آواز باشد
خدا می خواست باغ آسمان ها
به روی ما همیشه باز باشد
خدا بال و پر و پروازشان داد
ولی مردم درون خود خزیدند
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولی مردم قفس را آفریدند
اگر سرت رو روی سینه ام بگذاری…
هیچ صدایی نخواهی شنید …
قلـــــــــــــــــبِ مـــــــــــــــــن طاقت این همه خوشبختی رو نداره….
با خودم عهد بستم…
بار دیگر که تورا دیدم …
بگویم از تو دلگیرم…
ولی باز تو را دیدم…
و گفتم : بی تو میمیرم…
خدایا...
حواست هست
صدای هق هق گریه هام
از گلویی میاد که تو
از رگش به من نزدیک تری ...
انگشتانم كه لاي ورق هاي ديوان حافظ ميروند
دست و دلم ميلرزد ...
اما
به خواجه مي سپارم تا اميد را از دلم نگيرد
دلم ميخواهد هميشه بگويد :
يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور
دنیای آدم بـــرفـــــــی دنیای ساده ایــــــــست...
اگر بــــــــــرف بیاید هــست ...
اگر برف نیایـــــد نیســـت...
مثل دنیــــای منــــ...!!! اگـــــــــــــــــــــر تــــــــــــــــو باشی هستمـــــ ...اگر نباشـــــــی...!!!
مثل پرستو پروازکن طولانی اما هدفمند
مثل پروانه بمیر دردناک اماعاشق
عشق در قلب ما
تو را که دارم دیگر تنهایی را در کنارم احساس نمی کنم ، غم به سراغم نمی آید و دیگر به جرم شکستن اعتراف نمی کنم ما یکی شده ایم با هم ، گرمای زندگی با تو بیشتر می شود و این جاست که دیوانه می شود از عشقت دل عاشق من …
هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابي بدهي ،يک
روزي ، يک جوري ، يک جايي به تو باز مي گردد
جواب سلام را با عليک بده ،
جواب تشکر را با تواضع،
جواب کينه را با گذشت،
جواب بي مهري را با محبت،
آنگاه که غرور کسی را له می کنی ... آنگاه که شمع امید کسی را خاموش
می کنی ... آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می
انگاری ...میخواهم بدانم دستانت را به سوی کدامین آسمان دراز میکنی تا
برای خوشبختی خودت دعا کنی...؟!
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی
و هنوز ...
سال هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت ؟!!!
جواب فروغ زیبای فرخزاد به او در ادامه مطلب"
آدما
گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن
یه پارچـــه سیـاه بزنن درش و بنـویسن:
کسی نمـــــــرده
فقط دلـــــــــم گرفتــــــه..........!!
امشب پوزخندی میزنم به آرزوهای شیرین کودکی ام به فرشته هایی که روی شونه راست و چپم بودند چه زیباست عکس 3 سالگی ام که فقط خنده در چشمانم موج می زند چقدر باورپذیر بود وقتی مادر می گفت: "زندگی قشنگ است" به راستی که چه کوتاه بود شبهای پر ستاره کودکی ام چه صادق و بی ریا بودند همبازی هایم ای کاش می توانستم تلخی آینه های امروزی را فراموش کنم شاید خاک آفرینشم از ناکجا آباد بود که هیچ گاه نتوانستم خویش را بیابم دستانم سرد است کودکی در آینه مرا به سخره می گیرد مادرم هنوز فریاد می زند: "زندگی زیباست" چشمانم را می بندم و خاطراتم را از خون خود سیراب می کنم
قرار نبوده این همه در محاصره سیمان و آهن،
طبقه روی طبقه برویم بالا
قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی
یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.

******* اس ام اس احساسی *******
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل...خوب است!
مثل همین باران بی سوال
که هی می بارد...
که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!!
******* اس ام اس احساسی *******
با ابرها چه غصهی پنهانیست؟
این عصرِ چندشنبهی بارانیست؟
وقتی که میبُریم مدام از هم
این عشق نیست، چاقوی زنجانیست
******* اس ام اس احساسی *******
آمدن را
از باد و باران بیاموز
رفتن را
از دل ِ من.
******* اس ام اس احساسی *******
آدمایی هستن که
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم ...
وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده،
راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون حیوونکی نپره ...
اگه یخ ام بزنن، دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون ...
آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه
همونایین که براتون حاضرن هر کاری بکنن
اینا فرشتن ...
تو رو خدا اگه باهاشون می رید تو رابطه، اذیتشون نکنین...
تنهاشون نزارین، داغون می شن !
همینها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند
نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست / گوش کن نبض دلم ، زمزمه اش با تو یکیست
.
.
.
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی می شد
.
.
.
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد
.
.
برای مشاهده بقیه به ادامه مطلب بروید